السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

313

تفسير الميزان ( فارسي )

مىدهد كلام خود را مقيد مىكند به مشيت و اذن خداى تعالى ، از خلقت خود خبر مىدهد خبر خود را مقيد مىكند به اذن خدا ، از مرده زنده كردنش خبر مىدهد مقيدش مىكند به اذن خدا . و در آخر ، كلام خود را با اين جمله ختم مىكند كه : * ( « إِنَّ اللَّه رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوه هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ » ) * . و ظاهر اينكه فرمود : * ( « أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ . . . » ) * اين است كه اين معجزات در خارج از آن جناب صادر مىشده ، نه اينكه از باب صرف تحدى و احتجاج خواسته است بفرمايد : من چنين و چنان مىكنم ، چون اگر منظور صرف حرف بوده و خواسته عذر خصم را قطع و حجت را تمام كند ، جا داشت كلام خود را به قيدى كه اين معنا را افاده كند مقيد سازد ، مثلا بفرمايد : اگر از من بخواهيد مرده را زنده مىكنم و امثال اين عبارات . علاوه بر اينكه آيات زير كه حكايت خطاب خداى تعالى به عيسى ع در روز قيامت است ، بطور كامل دلالت مىكند بر اينكه اين معجزات از آن جناب سر زده ، مىفرمايد : « إِذْ قالَ اللَّه يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ ، اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلى والِدَتِكَ - تا آنجا كه مىفرمايد - وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي ، فَتَنْفُخُ فِيها فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي وَتُبْرِئُ الأَكْمَه وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي ، وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتى . . . » « 1 » . اين را گفتيم كه تا بطلان گفتار بعضى از مفسرين روشن شود كه گفته‌اند : نهايت چيزى كه از آيه شريفه استفاده مىشود اين است كه خداى سبحان چنين سرى به عيسى بن مريم داده بود ، و او هم در مقام احتجاج و به منظور اتمام حجت فرموده كه دليل نبوت من اين است كه اگر از من اين معجزات را بخواهيد انجام مىدهم و اما اينكه همه اين معجزات و يا بعضى از آنها را انجام داده ، آيه شريفه دلالتى بر آن ندارد . * ( « وَأُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ . . . » ) * اين جمله اخبار به غيبى است كه مختص به خدا و رسولانى است كه خداى تعالى آگهى بدان را به وسيله وحى به آنان داده و اين خود معجزه اى ديگر است و اخبار به غيبى است كه صريح در تحقق است ، يعنى هر كس آن را بشنود شكى در معجزه بودنش نمىكند ، براى

--> ( 1 ) يعنى روز قيامت آن زمان كه خداى تعالى به عيسى بن مريم مىفرمايد : به ياد آر نعمتى را كه من بر تو و بر مادرت انعام كردم . . . و به اذن من از گل چيزى به شكل مرغ درست مىكردى و در آن مىدميدى ، پس به اذن من مرغى زنده مىشد و كور مادر زاد و بيمار برصى را به اذن من شفا مىدادى و مردگان را به اذن من از قبر در مىآوردى ! « سوره مائده ، آيه 110 » .